تبلیغات
هادی اکبری

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



تحلیل آمار سایت و وبلاگ


نویسنده :هادی اکبری
تاریخ:دوشنبه 11 اسفند 1393-12:52 ب.ظ

دو بیتی اثر عصیان

عصیان و گناه ، پرتگاه دل ماست         |   مسدود به روی عقل، راه دل ماست
خشکیدن اشک گرم از چشمه چشم   |   گویای سقوط پایگاه دل ماست


برگ و بار - جواد محدثی - ص 286



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هادی اکبری
تاریخ:چهارشنبه 7 آبان 1393-11:49 ق.ظ

حدیثی پیرامون شعر و روضه خوانی برای اما حسین علیه السلام

بحارالأنوار ج : 44 ص : 289

29-  ثو، [ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ بَیْتاً مِنْ شِعْرٍ فَبَكَى وَ أَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ بَیْتاً فَبَكَى وَ أَبْكَى تِسْعَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ فَلَمْ یَزَلْ حَتَّى قَالَ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ بَیْتاً فَبَكَى وَ أَظُنُّهُ قَالَ أَوْ تَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت ها  شهدا 
نویسنده :هادی اکبری
تاریخ:چهارشنبه 7 اسفند 1392-11:40 ب.ظ

عکسی نو از مقام معظم رهبری در سالهایی دور

سایز تصویر بزرگ است -- کمی صبر کنید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عکس من  شخصیت ها  سیاست 
نویسنده :هادی اکبری
تاریخ:یکشنبه 7 مهر 1392-09:37 ب.ظ

شعر"زلطفت یک وجب ما را زمین ده"

این شعر تقدیم به اجاره نشینان هم درد...!

_________________________

الهی خانه ای ده بد پک و پوز

که مثل شب بود تاریک در روز

 

در و دیوار و سقفش کنده باشد

ولی مال خود این بنده باشد

 

هر آن کس را که منزل نیست،دل نیست

چه شادی آن که اورا آب و گل نیست

 

به مثل جانور در لانه بودن،

به از انسان،ولی بی خانه بودن

 

زصاحب خانه ها منت کشیدن

بود چون روی عزرائیل دیدن

 

اجاره گر که ده روزی شود دیر،

خورد بر قلب آن ها واقعا تیر

 

بگیرند از من مسکین بهانه،

که ره رفتی،شکستی خشت خانه

 

ویا شستی چرا صورت که تا آب

شود چون منجلابی زشت و ناباب

 

وز آن بدتر،گران باشد اجاره،

که باید هرچه گیرم از اداره

 

دهم تا در عوض،قبضی دهندم

از آن بگذشته منت هم نهندم

 

***

زلطفت یک وجب ما را زمین ده

که از شش دانگ فردوس برین به

 

مرا آسوده کن از جور مالک

هم از اندوه و رنج و غیر ذلک!

***

*******

شاعر : اسدالله شهریاری(سرخلوتیان)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گله مندی 
نویسنده :هادی اکبری
تاریخ:جمعه 5 مهر 1392-12:14 ق.ظ

خدا کند بشود که گیلانی ها در بیایند از غربت


تصویر - حوزه علمیه امیرالمونین رشت

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز رو بروی درب حوزه علمیه دارالشفاء قم بنر بسیار بزرگی زده شده بود که فلان زمان افتتاح حوزه علمیه بزرگ امیرالمومنین رشت است.

شاید دیگر استانی ها، طلاب و مردم ، با خودشان بگویند چه مدینه فاضلی است این کلان شهر رشت، چه امام جمعه ی خوبی ، به به و چه چه ...!

اما دقت کرده اید چرا گیلانی ها اعم از اساتید قم و طلاب آگاه ، وقتی اسمی از حوزه امیرالمومنین رشت و آیت الله قربانی می آید سر به پایین می اندازند و تاسف میخورند؟

چرا؟

مگر حوزه علمیه منفور است؟ مگر امکانات و زیبایی برای طلبه بد است؟

خیر... دلها خون است از حوزه ای که بودجه اش شبه ناک است، از آیت اللهی که وظیفه اش را ساخت این حوزه و آن پاساژ غیر قانونی میداند!نهایتا چند کتابی هم مینویسد ،خوب آقایی اش برای بعدی ها باید معلوم باشد!

وظیفه خودش نمیداند سامان به بی فرهنگی و بی دینی و بی حیایی و بی بی و بی های زیاد موجود... انگاربزرگترین مسئول فرهنگی استان او نیست.

نمی دانم چرا لا اقلّ دور و بر خودش را از ناپاکان خالی نمیکند، از آن لباس شخصی هایی که در مراسمات خانگی شان پول هایی را هدیه می دهند و یار جمع میکنند، از بیت المال ...

نمی دانم با چه منطقی؟ در کدامین کتاب اخلاقی؟چه اهل سنت و چه شیعه، لقمه شبهه ناک و پول حرام و تاثیرش در انسان بی اهمیت شمارده شده که حضرت آقا این چنین می کنند و پاساژی میسازند ککه مفسیدین – ظاهری و قلبی- دل خوش شوند و در آمدش برای اسلام و دین و طلاب خرج شود...

نمی دانم اگر قصدش کار خیر است ، چرا در قم که گیلانی ها، حتی همشهری هایش و هم دهاتی های پینچه ای اش (هرچند خود را لاهیجی نامیده!) در غربت به سر میبرند، کار خیر نکرد؟اگر پاتوقی برای جمع شدن گیلانی ها میبود و می شد هماهنگ بود ، نه مثل خودشان! به آینده می شد امیدکی داشت ولی... ایکاش به جای پاساژ غیر قانونی ، در قم مجتمعی سکونی برای طلاب تاسیس میکرد.ایکاش منبعی برای رفاه و پیشرفت طلاب که خلاصه مسیرشان به قم می افتد راه می انداخت. ایکاش آیت اللهی بود که حد اقل طلاب گرمی وجودش را احساس می کردند

یک گیلانی در قم غریب است و وقتی به اترام و الوار می نگرد می فهمد که چه ها میشد کرد و نکردند صاحبان اسم و شهرت... و علم البته!

خدا کند بشود که گیلانی ها در بیایند از غربت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...